زین‌الدین زیدان؛ عاشقی که درها را به روی خود بست

زیدان از ژانویه سال 2016 جای بنیتز را در رئال مادرید گرفت

او حالا فقط یک نود دقیقه تا رسیدن به رکورد مربیان نامدار جهان فاصله دارد

زیدان و خانواده اش، پس از فتح قهرمانی چمپیونز لیگ در سال قبل

زیزو وقتی 21 ساله بود عاشق همسرش شد، اما به دلیل این که ورونیک مسیحی بود، مدتی از او دوری کرد

آخرین و تلخ‌ترین تصویر بجا مانده از دوران بازیگری زیدان. کوبیدن سر به سینه ماتراتزی

پیام یونسی پور

نام کاملش «زین‌الدین یزید زیدان» (Zinedine Yazid Zidane) است. مشهور شده به «زیزو» در فوتبال جهان. وقتی چشم به جهان باز کرد که پدر و مادرش در محله مهاجرنشین “کاستیل” شهر مارسی (فرانسه) بودند. پنجمین فرزند یک خانواده مهاجر الجزایری بود. پدرش اسماعیل کارگر ساده بود، مادرش ملیکه در خانه‌های سالمندان فرانسوی کار و گاهی هم به بچه‌های فرانسوی تدریس خصوصی می‌کرد. سال ۲۰۱۶ حزب دست راستی فرانسه، (جبهه ملی) ادعا می‌کند که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از «حرکی» ها بوده است. «حرکی ها» شهروندان الجزایری بودند که بین سال‌های ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۲ به استخدام ارتش فرانسه درآمدند. نظامی نبودند، اما باید در نبرد «استقلال‌طلبی» مردم الجزایر، به سود ارتش فرانسه و علیه مردم خود می‌جنگیدند. «زین‌الدین» از ادعای راستی‌های فرانسه به خشم آمد. او این ادعا را رد کرد و گفت که دفعه بعد مقابل اتهاماتی که به خانواده‌اش وارد می‌شود سکوت نخواهد کرد.

اما هرگز نگفته که خانواده‌اش چرا پس از استقلال این کشور به فرانسه مهاجرت کردند. در خانواده‌ای متولد شد که همه مسلمان بودند. خودش هم مسلمان شد، اما آوریل سال ۲۰۰۴ در گفت‌وگو با «گاردین» خودش را مسلمانی غیر پایبند به مسائل دینی نامید. این سؤال را وقتی جواب داد که خبرنگار از او در مورد دلایل ازدواجش با «ورونیک فرناندز» همسر اسپانیایی الاصل او سؤال پرسید. «زیدان» حتی دروغ‌گوی خوبی هم نیست. همه هنرش انگار در همان زمین فوتبال ریخته شده.

سال ۲۰۰۴ گفته بود که مسلمان پایبندی نیست. «ورونیک» سال گذشته در گفت‌وگو با روزنامه «پاریس اسپورت» پرده را از روزهایی که عاشق زیزو می‌شود برداشت. «ورونیک» گفته بود: «آن روزها فقط ۱۸ سال داشتم. خودم به زین‌الدین گفتم من عاشقت هستم. اگر مایل باشی باهم ازدواج کنیم در جواب زیدان گفت: تو مسیحی هستی؟ گفتم بله. بعد زیدان ناپدید شد. چند روزی بود سر قرارهایش نمی‌آمد. تصمیم گرفتم خانه‌اش را پیدا کنم. پس از پیدا کردن خانه زیدان پرسیدم چرا ناپدید شدی؟ زیدان در جواب گفت تو مسیحی هستی و من مسلمان نمی‌توانیم باهم ازدواج کنیم. علاقه شدید من به زیدان باعث شد دینم را عوض کنم. تصمیم من جدی بود بنابراین مسلمان شدم و با زیدان ازدواج کرد.»

زیدان هرگز دروغ‌گوی خوبی نبوده. همسرش در این مصاحبه گفته که هیچ‌وقت نمازش را ترک نکرده، لب به مشروب نزده و دعا خوانده. اما هرگز از این‌که در محافل رقص و طرب دوستانش شرکت کند یا پشت میزی بنشیند که روی آن مشروبات وجود داشته پرهیز نکرده بود. زیدان دروغ‌گوی ماهری نیست. این را بعدازآن جدایی فاجعه بارش از فوتبال نشان داد؛ در بازی فینال جام جهانی ۲۰۰۶ وقتی با سر به سینه «ماتراتزی» کوبید.

آن شب، یک تراژدی رخ داد. «زیزو» بی‌شک اسوه دورانش بود. یک نابغه، یک نسخه تکامل‌یافته از بازیکن فوتبال. او جزو معدود ستاره‌هایی بود که اجازه نداد بازه‌ای از تاریخ (حدفاصل وداع مارادونا تا پدید آمدن مسی و کریس رونالدو) تهی شود. زیزو یک بازیکن نبود، هافبک گلزن و گل ساز و خلاق و مخرب هم نبود، شاید فقط یک کاپیتان نبود. زیدان، پرچم کشورش شده بود.

فرانسه پیش از جام جهانی ۱۹۹۸ از شهروندانش نظرسنجی کرد که چقدر به تیم ملی کشورشان  برای قهرمانی در جام جهانی امید دارند. زیر ۳۰ درصد از مردم پاسخ قانع‌کننده دادند. «امه ژاکه» پیش از جام جهانی، “دیوید ژینولا” و “اریک کانتونا” را از تیم ملی خط زد. با همین تصمیم، منفورترین شخصیت میان مردمش شد. اما با زیدان به قهرمانی جام جهانی رسید. زیزو در فینال مقابل برزیل دو گل زد، در نابود کردن عربستان نقش کلیدی داشت. تیمش را یک تنه تا فینال رهبری کرد و وقتی به محل دریافت مدال و کاپ قهرمانی رسید، با رفتار سرد «ژاک شیراک» رئیس‌جمهور وقت فرانسه روبرو شد.

«دیدیه دشان» گفته بود رئیس جمهور با زیدان دست نداد، چون «زین‌الدین» مسلمان است. زیدان هرگز جوابی به سئوالات در مورد رفتار رئیس‌جمهور نشان نمی‌دهد. جام ملت‌های ۲۰۰۰ با فرانسه قهرمان اروپا شد. دو سال بعد با رئال مادرید قهرمانی چمپیونز لیگ را جشن گرفت. اما وقتی به جام جهانی ۲۰۰۲ رسیدند مصدوم شد. تیم پزشکی فرانسه مدعی شد که زیدان پس از سه بازی نخست در مرحله گروهی، برمی گردد. اما فرانسه، قهرمان دوره قبل، حتی از گروهش صعود نکرد. فرانسه بدون زیدان، سرزمین بدون پرچم بود.

چهار سال بعد، زیزو باید آخرین حضورش در جام جهانی را تجربه می‌کرد. آمده بود که کفش‌هایش را بیاویزد. همین‌که فرانسه، پرچمش را داشت برای رسیدن به فینال جام جهانی آلمان کفایت می‌کرد. فینال را با پنالتی چیپ به بوفون آغاز کرد. سه سال بعد گفت: «باید پنالتی تیمم را می‌زدم. می‌خواستم کاری کنم متفاوت که در تاریخ بمانم. برای همین چیپ زدم.» ایتالیا آن روز «لوئیجی بوفون» را درون دروازه داشت. همینی که قرار است فردا (شنبه) برای آخرین بار شانس خود را در لیگ قهرمانان اروپا امتحان کند.

تراژدی دقیقه ۱۱۰ فینال رفم خورد. ماتراتزی پس از ده سال گفت: «آنچه من گفتم واقعاً احمقانه بود اما سزاوار چنین واکنشی از جانب زیدان نبودم. مادر من وقتی‌که تنها ۱۵ سال سن داشتم فوت شد بنابراین من هیچ‌وقت به مادر او دشنام نمی‌دادم. هرگز نفهمیدم چرا آن اتفاق تا بدین حد حالت زشتی به خودش گرفت.» زیدان با سر به سینه ماتراتزی کوبید و از زمین اخراج شد. فرانسه بازهم در نبود زیزو، فینال را باخت. او یک هفته بعد در کنفرانس خبری، ادعای رسانه‌های آلمانی در مورد توهین نژادپرستانه یا به‌کار رفتن واژه «تروریست» از سوی ماتراتزی را رد کرد. گفت که هرگز در مورد آنچه شنیده حرفی نخواهد زد و البته بابت رفتارش پوزش خواست.

اما باور کنید دروغ‌گوی خوبی نیست. همسرش سال قبل از دلیل کوبیدن سر به سینه ماتراتزی در فینال ۲۰۰۶ پرده برداشت: «زیدان بسیار آرام است و فقط یک نقطه‌ضعف بزرگ دارد. نباید به دین او توهین کرد. مدافع ایتالیایی به او گفته بود مسلمان تروریست.» زیدان سه سال بعد در یک کلاس مربیگری به‌صورت خصوصی به دوستانش گفته بود که آن ضربه شیرین‌ترین ضربه تمام عمرش بوده و آن جریمه‌ای که به فیفا پرداخت کرده هم دلچسب ترین خروجی مالی‌اش. اما بعدازآن که «داوید ترزگه» این ادعا را طرح کرد، زیدان گفت هرگز چنین جملاتی به زبان نیاورده. او دروغ‌گوی خوبی نیست.

گفته بود هیچ برنامه‌ای برای خداحافظی از فوتبال نداشته، اما «فرانک ریبری» و «تیری آنری» گفته بودند که او پیش از بازی پیراهنی را زیر پیراهن فرانسه برتن کرد که روی آن نام رئال مادرید، یوونتوس، اعضای خانواده‌اش و همین‌طور مربیانی که کنارش بودند نوشته‌شده بود.

زیدان سرپرستی بیش از ده هزار کودک و زن بد سرپرست را در الجزایر پذیرفته. از سال ۲۰۰۱ به‌عنوان سفیر فقر سازمان ملل انتخاب شده و به گفته همسرش، ماهیانه ده درصد از درآمدش را صرف کمک به برنامه توسعه سازمان ملل می‌کند. از سال ۲۰۰۷ با همکاری رونالدو (برزیلی) هرساله بازی‌های نمادین و خیریه‌ای برای کمک به مبتلایان به ایدز راه انداری کرده. در زمینه بشردوستانه، شاید از زبانزدهای عالم فوتبال باشد.

پس از جدایی‌اش از دنیای بازیگری، قاعدتاً باید برحسب فرمول همیشگی ستاره‌های فوتبال مبدل به یک کارشناس (مثل آنری، بکن بائر، مایکل اوون، لاندون داناوان یا جرزینیو) می‌شد. شاید هم مانند پله سراغ تجارت و سیاست می‌رفت. اما می‌توانست مانند مارادونا، لوتار ماتیوس، فن باستن و رود گولیت دنیای مربیگری را با شکست و فضاحت تجربه کند. قاعدتاً بازیکنان بزرگ، مربیان قابل‌اعتمادی در تاریخ نشدند.

زیزو این تابو را هم شکست. اول این‌که به یاد بیاوریم چه کسی او را روی نیمکت رئال مادرید نشاند؛ فلورنتینو پرز. رئیس رئال مادرید ۱۸ دسامبر سال ۲۰۱۵ می‌گوید که هرگز زیدان جای «رافائل بنیتز» را در رئال نخواهد گرفت. دقیقاً ۱۵ روز بعد، زیدان جانشین بنیتز شد. زیدان از پرز و بنیتز، یک ویرانه تحویل گرفت. تیمی که آماده بود فقط شکست بخورد.

در همین دو سال، به هر آنچه یک هوادار رئال مادرید می‌خواست رسید. سال قبل قهرمانی چمپینوز لیگ اروپا را به‌دست آورد، امسال تیمش را قهرمان لالیگا کرده. او حالا در آستانه یک تابوشکنی دیگر هم قرارگرفته.

از سال ۱۹۹۲ که این رقابت‌ها به نام «لیگ قهرمانان اروپا» نام‌گذاری شد، هیچ مربی موفق نشده دو بار پیاپی با یک تیم قهرمان شود. آخرین مربی که به این موفقیت رسید، آریگو ساکی بود که سال‌های ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹ میلادی، دو بار پیاپی میلان را قهرمان جام باشگاه‌های اروپا (نام پیشین رقابت‌های لیگ قهرمانان باشگاه‌های اروپا) کرد. از همان سال، هیچ تیمی موفق نشده دو بار پیاپی این قهرمانی را تکرار کند. یعنی تاریخ چمپیونز لیگ نه تنها از یک مربی که دو بار در دو سال پیاپی قهرمان شده تهی مانده که حتی باشگاهی هم نداشته که چنین افتخاری را به دیوار کلکسیون خود بکوبد.

سال ۲۰۱۴ مربیگری را آغاز کرده با تیم دسته سومی «رئال مادرید کاستیا» و بعد از سال ۲۰۱۶ سرمربی رئال شده است. حالا ممکن است فردا به رکورد «یوپ هاینکس»، «پپ گواردیولا»، «ژوزه مورینیو»، «الکس فرگوسن»، «ویسنته دل بوسکه»، «اوتمار هیتسفلد»، «ارنست هاپل» و «آریگو ساکی» در دو قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا برسد.

زیدان یک تازه‌وارد است. مسلمانی که اسلامش را خارج از خانه پنهان می‌کند. پسری که هیچ‌کس از واقعیت زندگی خانواده‌اش مطلع نشد، جوانی که عاشق شد و چون معشوقه‌اش هم دین او نبود، به کنج خانه رفت. پسری که هر آن چه جام در جهان فوتبال بود را به‌دست آورد و بعد با سری بر سینه یک یاغی خداحافظی کرد. دنیای مربیان شاید برای چنین استعدادی آغوش باز نکنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *