دیدنیهای شیراز

آبشار مارگون شیراز

آبشار مارگون نام آبشاری است که در دره‌های غرب شهرستان سپیدان. ارتفاع این آبشار به ۷۰ متر و عرض آن به ۱۰۰ متر می‌رسد.این آبشار در جاده سپیدان به یاسوج و در روستای مارگون واقع شده است. آبشار مارگون بزرگ‌ترین و با شکوه‌ترین آبشارایران است که که از نظر زیبائی و بزرگی و حجم آب خروجی با آبشار شوی رقابت می کند. این آبشار در استان فارس و در کنار روستای مارگون قرار دارد. این روستا از توابع روستای کمهر (Komehr) از شهرستان سپیدان (اردکان سابق) است. سپیدان و مناطق اطراف آن به دلیل کوهستانی بودن و داشتن ارتفاعی بالای ۲۲۰۰ متر آب و هوائی سرد دارد و به گفته شاهدان عینی در مواقعی از زمستان در این آبشار قندیل هائی از یخ تشکیل می شود.

در منطقه باغهای سیب زرد و سرخ فراوان دیده می شود. در بین درختان جنگلی آنجا هم زالزالک و نوعی زرشک دیده می شود.
ساکنان منطقه را «لر»ها و کوچندگان «قشقائی» که بعضی از آنها ساکن شده اند، تشکیل می دهند. یکی از رسوم زیبای روستای مارگون این است که در هنگام جشن ازدواج، عروس و داماد و شرکت کنندگان در جشن با لباسهای زیبای محلی ساعتی را در کنار آبشار به شادمانی می گذرانند.

آب این آبشار در گرم ترین فصل سال بسیار خنک و زیر 10 درجه است، اما به علت جوشان بودن این آب، مانند آب چشمه، رفتن در آن یا نوشیدنش هیچ گونه عارضه ای مانند پا درد یا سرما خوردگی به دنبال ندارد.
راه ماشین رو تا جائی که حدود ۸۰۰ متری آبشار است. ادامه دارد و بقیه راه را باید پیاده رفت که این راه سنگفرش و در نزدیکی آبشار دارای پله‌های سیمانی است. در محوطه ورودی آبشار پارکینگی ساخته شده که عکس آن را در گزارش می توانید ببینید. در اطراف پارکینگ سرویس بهداشتی و محوطه‌های مسطحی ساخته شده که برای اقامت و برپا کردن چادر مناسب است. در اطراف پارکینگ و در طول راه رسیدن به آبشار سطل زباله نصب شده ولی متاسفانه بعضی از گردشگران زباله‌های بسیاری را در محیط پراکنده اند.

 

 

آرامگاه خواجوی کرمانی شیراز

آرامگاه خواجو در شمال شیراز، در دامنه کوه صبوی و در ابتدای جاده شیراز – اصفهان، در تنگ الله اکبر قرار گرفته‌است. قبر وی مشرف بر دروازه قرآن می‌باشد. آب چشمه معروف رکناباد نیز از کنار مقبره خواجو می‌گذرد.این آرامگاه در سال ۱۳۱۵ شمسی با اعتبارات اداره فرهنگ فارس ساخته شد. محل آرامگاه در محوطه‌ای بدون سقف قرار دارد. در وسط صفه آن سنگ قبری است که بالای آن محدب و دارای برآمدگی است. روی این سنگ کتیبه‌ای که بیانگر قبر خواجو باشد وجود ندارد. فقط بالای سنگ عبارت: کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام به خط ثلث نوشته شده‌است. در بالا و پایین قبر نیز دو ستون سنگی کوتاه قرار دارد که طبق رسم آن زمان در بالا و پایین قبور عرفا و شعرا وجود داشته‌است. در سال ۱۳۳۷ شمسی اداره باستان‌شناسی فارس اقدام به ساخت یک اطاق در قسمت شمالی محوطه آرامگاه کرد.در پیشانی این اطاق دو غزل از غزلیات خواجو به خط نستعلیق بر روی کاشی‌های آنجا نوشته شده‌است با این مطلع:

دوش می‌کردم سؤال از جان که آن جانانه کو؟ گفت: بگذر زان بت پیمان شکن پیمانه کو؟ …
و دیگر به مطلع
صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم …
که هم اینک این اتاق تبدیل به فرهنگسرای خواجو گردیده‌است. کمی بالاتر از مقبره خواجو ۳ غار به چشم می‌خورد. یکی از آنها غاری است که محل عبادت و ریاضت زهاد و مشایخ بوده و خواجو نیز مدتی در آن جا به عبادت مشغول بوده‌است. غار دیگر که در دهانه آن طاقی ضربی از نوع طاق کجاوه‌ای از سنگ و آجر زده شده محل قبر خواجه عمادالدین محمود، وزیر معروف شاه شیخ ابواسحاق اینجو است. در کنار این غار نقش برجسته‌ای از جنگ رستم و شیر دیده می‌شود که به دستور حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس در سال ۱۲۱۸ ه.ق ساخته شده‌است. در کنار آن نیز نقش برجسته ناتمامی از فتحعلی شاه قاجار و دو تن از پسرانش به چشم می‌خورد. در دو طرف این نقش برجسته دو نیم ستون به سبک ستون‌های دوره زندیه در درون کوه کار شده‌است. در سال ۱۳۷۰ به همت دانشکده ادبیات دانشگاه کرمان، کنگره بزرگداشت خواجو در کرمان برگزار شد و مراسم اختتامیه این کنگره در شیراز انجام شد. با همین انگیزه به همت شهرداری شیراز و استانداری فارس، آرامگاه خواجو مرمت و بازسازی شده که شامل بازسازی کف و بدنه و ایجاد یک سری دیواره‌های عمودی با مصالح سنگ است. هم چنین مجسمه‌ای از سر و صورت خواجه از سنگ تراشیده شده، در این مکان قرار گرفته‌است. بنای آرامگاه خواجوی کرمانی به شماره ۹۱۶ در فهرست آثار تاریخی به ثبت رسید.

“>

 

 

 

آرامگاه سعدی شیراز

آرامگاه سعدی معروف به سعدیه محل زندگی و دفن سعدی، شاعر برجستهٔ پارسی‌گوی است.

این آرامگاه در انتهای خیابان بوستان و کنار باغ دلگشا در دامنه کوه در شمال شرق شیراز قرار دارد. در اطراف مقبره، قبور زیادی از بزرگان دین وجود دارند که بنا به وصیت خود، در آنجا مدفون شده‌اند از جمله مهمترین‌های آن می‌توان شوریده شیرازی را نام برد که آرامگاهش به وسیله رواق به آرامگاه سعدی متصل شده‌است. آرامگاه شیخ مشرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۵۳ به شماره ثبت ۱۰۱۰٫۳ در انجمن آثار ملی به ثبت رسیده‌است.

لغت‌نامه دهخدا به نقل از فرهنگ‌ برهان قاطع نام موضعی که شیخ سعدی در آنجا آرمیده را «گازرگاه» نامیده و به نقل از فرهنگ‌ آنندراج گازرگاه را حد شیراز نزدیک به مرقد شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی دانسته است.

این مکان در ابتدا خانقاه سعدی بوده که وی اواخر عمرش را در آنجا می‌گذرانده و سپس در همانجا دفن شده‌است. برای اولین بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدین محمد صاحبدیوانی وزیر معروف آباقاخان، مقبره‌ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد.
در سال ۹۹۸ به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمران فارس، خانقاه شیخ ویران گردید و اثری از آن باقی نماند. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. به دستور کریمخان زند، بنایی ۲ معروف به عمارتی ملوکانه از گچ و آجر بر بالای مزار سعدی بنا گردید.

طبقه پایین دارای راهرویی بود که پلکان طبقه دوم از آنجا شروع می‌شد. در دو طرف راهرو دو اطاق کرسی دار ساخته شده بود. در اطاقی که سمت شرق راهرو بود، قبر سعدی قرار داشت و معجری چوبی آن را احاطه کرده بود. قسمت غربی راهرو نیز موازی قسمت شرقی، شامل دو اطاق می‌شد، که بعدها شوریده شیرازی (فصیح الملک) شاعر نابینای شیرازی در اطاق غربی این قسمت دفن شد. طبقه بالای ساختمان نیز مانند طبقه زیرین بود، با این تفاوت که بر روی اطاق شرقی که مزار سعدی در آنجا بود، به احترام شیخ اطاقی ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه دو طبقه ارتفاع داشت.

در دورهٔ قاجاریه (سال ۱۳۰۱) توسط فتحعلی خان صاحبدیوان مرمت شد و چند سال بعد نیز حبیب الله خان قوام الملک دستور تعمیر و ترمیم قسمتی از بنا را صادر کرد، و تولیت آن به آخوند ملا زین العابدین شیرازی سپرده شد. بنایی که در زمان کریمخان ساخته شده بود تا سال ۱۳۲۷ ه. ش. برپا بود. در سال ۱۳۲۹ به کوشش علی اصغر حکمت و توسط انجمن آثار ملی ایران، بنای کنونی به جای ساختمان قدیمی ساخته شد و مراسم افتتاح رسمی آن در اردیبهشت ماه ۱۳۳۱ برگزار گردید. که این بنا با اقتباس از کاخ چهل ستون و تلفیقی از معماری قدیم و جدید ایرانی توسط محسن فروغی ساخته شد.


تاریخچه

این مکان در ابتدا خانقاه سعدی بوده که وی اواخر عمرش را در آنجا می‌گذرانده و سپس در همانجا دفن شده‌است. برای اولین بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدین محمد صاحبدیوانی وزیر معروف آباقاخان، مقبره‌ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد. در سال ۹۹۸ به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمران فارس، خانقاه شیخ ویران گردید و اثری از آن باقی نماند. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. به دستور کریمخان زند، بنایی ۲ معروف به عمارتی ملوکانه از گچ و آجر بر بالای مزار سعدی بنا گردید. طبقه پایین دارای راهرویی بود که پلکان طبقه دوم از آنجا شروع می‌شد. در دو طرف راهرو دو اطاق کرسی دار ساخته شده بود. در اطاقی که سمت شرق راهرو بود، قبر سعدی قرار داشت و معجری چوبی آن را احاطه کرده بود. قسمت غربی راهرو نیز موازی قسمت شرقی، شامل دو اطاق می‌شد، که بعدها شوریده شیرازی (فصیح الملک) شاعر نابینای شیرازی در اطاق غربی این قسمت دفن شد. طبقه بالای ساختمان نیز مانند طبقه زیرین بود، با این تفاوت که بر روی اطاق شرقی که مزار سعدی در آنجا بود، به احترام شیخ اطاقی ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه دو طبقه ارتفاع داشت. در دورهٔ قاجاریه (سال ۱۳۰۱) توسط فتحعلی خان صاحبدیوان مرمت شد و چند سال بعد نیز حبیب الله خان قوام الملک دستور تعمیر و ترمیم قسمتی از بنا را صادر کرد، و تولیت آن به آخوند ملا زین العابدین شیرازی سپرده شد. بنایی که در زمان کریمخان ساخته شده بود تا سال ۱۳۲۷ ه. ش. برپا بود. در سال ۱۳۲۹ به کوشش علی اصغر حکمت و توسط انجمن آثار ملی ایران، بنای کنونی به جای ساختمان قدیمی ساخته شد و مراسم افتتاح رسمی آن در اردیبهشت ماه ۱۳۳۱ برگزار گردید. که این بنا با اقتباس از کاخ چهل ستون و تلفیقی از معماری قدیم و جدید ایرانی توسط محسن فروغی ساخته شد.

مشخصات مجموعه
ساختمان جدید
ساختمان به سبک ایرانی است با ۸ ستون از سنگ‌های قهوه‌ای رنگ که در جلوی مقبره قرار دارند و اصل بنا با سنگ سفید و کاشی کاری مزین است. بنای آرامگاه از بیرون به شکل مکعبی است اما در داخل هشت ضلعی می‌باشد با دیوارهایی از جنس مرمر و گنبدی لاجوردی.

زیربنای اصلی آرامگاه حدود ۲۵۷ متر مربع می‌باشد. ساختمان اصلی آرامگاه شامل دو ایوان عمود بر هم می‌باشد که قبر شیخ در زاویه این دو ایوان قرار گرفته‌است. بر روی آرامگاه گنبدی از کاشی‌های فیروزه‌ای رنگ ساخته شده‌است. سنگ‌های پایه‌های بنا، سیاه رنگ است و ستون‌ها و جلوی ایوان از سنگ گرانتیت قرمز مخصوصی ساخته شده‌است. نمای خارجی آرامگاه از سنگ تراورتن و نمای داخلی آن از سنگ مرمر است.

سنگ قبر در وسط عمارتی هشت ضلعی قرار دارد و سقف آن با کاشی‌های فیروزه‌ای رنگ تزیین شده‌است. در هفت ضلع ساختمان، هفت کتیبه قرار دارد که از قسمت‌هایی از گلستان، بوستان، قصاید، بدایع و طیبات شیخ انتخاب گردیده و به خط «ابراهیم بوذری» نوشته شده‌است. متن یک کتیبه دیگر از «علی اصغر حکمت» است که در مورد چگونگی ساخت بقعه توضیحاتی داده.

بنا در سمت چپ به رواقی متصل می‌شود که در آن هفت طاق وجود دارد که با کف سازی سیاه رنگ به آرامگاه شوریده شیرازی پیوند می‌خورد. این آرامگاه در یک اتاق قرار دارد و کتیبه‌ای بر سر در آن است که شاعر را معرفی می‌کند و شعری از خود شاعر بر کاشیهای سرمه‌ای بر روی دیوار نوشته شده‌است.

قطعه‌هایی از کتیبهٔ سنگی مربوط به سر در آرامگاه که متعلق به زمان کریمخان زند بوده و در اثر سانحه‌ای در گذشته‌های دور شکسته شده، هم اکنون در درون آرامگاه محفوظ مانده‌است. این قطعه ضمن خاکبرداری خیابان برای تعمیر آسفالت از دل خاک بیرون آمده‌است. بر روی سنگ مذکور قسمتی از شعر سعدی به خط ثلث عالی نوشته شده‌است با این مطلع:

الهی به عزت که خوارم مکن به ذل گنه شرمسارم مکن
ضلع غربی

در ضلع غربی، قصیده‌ای با مطلع زیر دیده می‌شود:

خوش است عمر، دریغا که جاودانی نیست پس اعتماد بر این چند روز فانی نیست

ضلع شرقی
در ضلع شمال شرقی ابیاتی از بوستان با این مطلع نوشته شده:

الا ای که بر خاک ما بگذری به خاک عزیزان که یاد آوری


ضلع جنوب شرقی

در ضلع جنوب شرقی، کتیبه‌ای دیگر از گلستان با این عبارت به چشم می‌خورد:

یاد دارم که با کاروان همه شب رفته بودم…

ضلع جنوب غربی
در ضلع جنوب غربی، غزلی از بدایع با این مطلع نوشته شده:
ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی تا درد نیاشامی، زین درد نیارامی

ضلع شمال غربی

در ضلع شمال غربی ایوان (نزدیک آرامگاه شوریده شیرازی) دوازده بیت از قصیده‌ای با مطلع زیر به چشم می‌خورد:

خاک من و توست که باد شمال می‌ببرد سوی یمین و شمال
همچنین غزلی از طیبات به خط شاهزاده ابراهیم سلطان فرزند شاهرخ تیموری و با این مطلع حک شده‌است:

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

ضلع شرقی
در ضلع شرقی نیز دوازده بیت از قصیده‌ای به خط نستعلیق و با این مطلع دیده می‌شود:
بسی صورت بگردیده‌است عالم وز این صورت بگردد عاقبت هم

سنگ قبر
علی اکبرخان قوام الملک شیرازی، سنگ قبر کنونی را که سماق سرخ کم رنگی است، بر روی قبر شیخ نصب کرد و کتیبهٔ زیر را که از اشعار بوستان است، با خط نستعلیق عالی بر آن نگاشت:

کل شی هالک و انت الباقیکریم السجایا، جمیل الشیم نبی البرایا، شفیع الامم

محوطه

در طرح جدید پس از خرید و تخریب خانه‌های اطراف آرامگاه دارای محوطه‌ای در حدود ۱۰۳۹۵ متر مربع شد. محوطهٔ باغ به سبک ایرانی گلکاری، درختکاری و باغچه بندی شده‌است. در وسط حیاط دو حوض مستطیل شکل، با جهت شمالی – جنوبی در دو طرف محوطهٔ آرامگاه قرار دارد و حوض دیگری در جهت شرقی – غربی در مقابل ایوان اصلی بنا واقع شده‌است.
ورودی

ورودی مجموعه در راستای ورودی آرامگاه است که معمار آن آندره گدار فرانسوی است. بر روی درب ورودی سعدیه این بیت به چشم می‌خورد:
ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید هزار سال پس از مرگ او گرش بویی

حوض سکه

در جلوی رواق، حوضی قرار دارد که در آن سکه به نشان گرفتن حاجت می‌اندازند.

قنات
در عمق ده متری صحن آرامگاه قناتی وجود دارد که آب آن دارای مواد گوگردی و جیوه می‌باشد، آب این قنات که در زیر زمین جریان دارد به درون «حوض ماهی» می‌ریزد.

حوض ماهی
حوض ماهی این حوض در سمت چپ آرامگاه واقع است و در داخل به شکل هشت ضلعی است و زیربنایی در حدود ۳۰٫۲۵ مترمربع دارد و با ۲۸ پله به صحن آرامگاه وصل می‌شود، مشهور است که سعدی نزدیک زاویهٔ خود، حوضچه‌هایی از سنگ مرمر ساخته بوده که آب در آن‌ها جریان داشته‌است. شستشو در این آب، خصوصا در شب چهارشنبه سوری، جزء معتقدات مردم شیراز بوده‌است. کاشی کاری‌های داخل حوض ماهی که به سبک عمده سلجوقی است، در سال ۱۳۷۲ توسط استاد کاشی کار «تیرانداز» طراحی شده و توسط میراث فرهنگی اجرا گردیده‌است بر فراز حوض ماهی یک نورگیر به شکل هشت ضلعی و دو نورگیر چهارضلعی در طرفین آن قرار دارد. زیرزمین سعدیه امروزه به چایخانه سنتی تبدیل شده‌است.
دو ساختمان آجری در کنار حوض ماهی وجود دارد که مربوط به دفتر است و ساختمان دیگری که کتابخانهٔ عمومی سعدیه‌است و ساختمانی دیگر که سرویس بهداشتی در آن وجود دارد.

 

 

ارگ کریم خان زند شیراز

ارگ کریم خان در مرکز شهر شیراز قرار دارد. این ارگ در دوره سلطنت سلسله زندیه ساخته شده‌است و پس از اینکه کریم خان زند شیراز را به عنوان پایتخت خود و این مکان را به‌عنوان مکان زندگی خود انتخاب کرد، به ارگ کریمخان معروف شد.
در زمان سلطنت سلسله پهلوی از ارگ به‌عنوان زندان استفاده شد که آسیب‌هایی به آن وارد شده‌است. در سال ۱۳۵۰ این ارگ به اداره فرهنگ و هنر وقت واگذار شد. این بنای بزرگ اکنون زیر نظر سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود و از چند سال پیش کار مرمت این بنا آغاز شده‌است تا به عنوان موزه بزرگ فارس مورد استفاده قرار گیرد.

ساخت ارگ بین سالهای ۱۷۶۶ و ۱۷۶۷ میلادی انجام شد و کریمخان بهترین معماران زمان خود را جهت ساخت آن بکار گرفت. او همچنین بهترین مصالح را از داخل و خارج کشور تهیه و ساخت بنا را به‌سرعت تمام کرد. این بنا در دوره زندیه به‌عنوان محل استقرار حکومت و در دوره قاجاریه به‌عنوان محل زندگی فرمانداران محلی استفاده می‌شد. عبدالحسین میرزا فرمانفرما حکم‌ران فارس، دستور به بازسازی مینیاتورهای نقاشی شده در این بنا داد.

بنای ارگ ترکیبی از دو معماری مسکونی و نظامی است. بخش درونی ارگ با ایوان‌ها و اتاق‌های نقاشی شده، آبنماها و باغچه‌ها از ظرافت خاصی برخوردار است. سه ضلع شمال، جنوب و غرب هر یک دارای یک ایوان و شش اتاق مسکونی در دو طرف آن است. ضلع شرقی شامل حمام خصوصی و برخی امکانات خدماتی است.

برج و باروی چهارگانه به انضمام خندقی که سابقاً دور آن حفر شده بود نیز نقش دفاعی بنا را بر عهده داشته‌اند. ضخامت دیوارها در پایه ۳ متر و در بالا ۸/۲ متر است. ارتفاع برجها نیز ۱۵ متر می‌باشد و از آجر ساخته شده‌اند.

يكي از برج‌هاي چهارگانه اين ارگ مانند برج پيزا كج شده بوده و به اين خاطريكي از جاذبه‌هاي گردشگري شيراز به حساب مي‌آمد. روند توقف كج‌شدگي اين برج به لحاظ فني و مهندسي مورد اهميت قرار دارد.

“>

باغ ارم شیراز

باغ ارم یک باغ ایرانی تاریخی در شهر شیراز است و شامل چند بنای تاریخی و باغ گیاه‌شناسی می‌شود.

تاریخ ساخت و بنیان‌گذار اولیه باغ ارم شیراز، به‌درستی مشخص نیست؛ ولی توصیف‌هایی از آن در سفرنامه‌های متعلق به قرن دهم و یازدهم هجری آمده‌است. این باغ تنوع گیاهی بسیار بالایی دارد و گیاهان بسیاری از اقصا نقاط جهان در این باغ کاشته شده است؛ به شکلی که باغ در قالب یک نمایشگاه از انواع گل‌ها و گیاهان درآمده‌است. در حال حاضر این باغ در اختیار دانشگاه شیراز است؛ باغ گیاه‌شناسی آن در اختیار دانشکده کشاورزی و ساختمان باغ در اختیار دانشکده حقوق قرار دارد.
در تاریخ ۶ تیرماه ۱۳۹۰ در سی‌وپنجمین اجلاس کمیتهٔ میراث جهانی یونسکو باغ ارم شیراز به همراه هشت باغ دیگر ایرانی در فهرست میراث جهانی ثبت گردید.

عمارت وسط، هسته مرکزی این باغ محسوب می‌شود. این عمارت، از سه طبقه، با تزئینات فراوان تشکیل شده‌است. اتاق‌های طبقه زیرین که تقریباً زیرزمین هستند، محلی است برای استراحت در روزهای گرم تابستان. تزئینات این اتاق‌ها، کاشی‌کاری‌های رنگین است. دو طبقه بالایی دارای ستون‌هایی است که از تخت جمشید الهام گرفته شده‌اند.

در پیشانی بنا، دو نیم‌دایره در دو طرف، و یک تابلو بزرگ در وسط قرار گرفته که از ۳ هلال روی هم تشکیل شده‌است. این تابلو، تصاویری از شاهنامهٔ فردوسی و نبرد شاهان قاجار را نشان می‌دهد. این بنا بیش از هفتاد سال به خوانین قشقایی تعلق داشته که در دوران پهلوی مصادره شده‌است.

باغ پرندگان شیراز

باغ پرندگان شیراز پارکی در شیراز است که در آن ۲ هزار پرنده با ۳۰۰ گونه مختلف از ۴۲ کشورآفریقایی، اروپایی و آسیایی وجود دارند. از این تعداد ۳۰۰ تا سخنگو می‌باشند. این باغ در بلوار دکتر حسابی شیراز، روبه روی گلدشت حافظ، کوچه باغ پرندگان واقع است.

به گزارش ميراث آريا(chtn)،اين باغ در فضاي 3 هزار متر مربع همزمان با عيد سعيد فطر سال گذشته افتتاح شد .

هم اکنون نزديک به 250 گونه پرنده که از کشورهاي مختلف جمع آوري شده اند در اين باغ در معرض ديد عموم قرار گرفته که جمعاً نزديک به 3 هزار پرنده مختلف را شامل مي شود .

“>

باغ تخت شیراز

باغ تخت یکی از آثار تاریخی شهر شیراز می‌باشد. این باغ در ارتفاعات شمالی شهر و در دامنهٔ «کوه باباکوهی» واقع شده‌است و در یکی از پادگان‌های نظامی شیراز قرار گرفته‌است. باغ تخت به‌وسیلهٔ «اتابک قراچه» در سال ۴۸۰ هجری احداث گردید و به «تخت قراچه» معروف گشت. در سال ۱۲۶۰ هجری و همزمان با سلطنت آغامحمدخان قاجار، این باغ گسترده‌تر گردید و عمارت جدیدی در آن بنا شد که «تخت قاجار» نام گرفت.

باغ جهان نما شیراز

باغ جهان نما با فاصله ای کم از آرامگاه حافظ در نزدیکی چهارراه حافظیه در شیراز قرار گرفته است.

این باغ همچون سه باغ مشهور دیگر یعنی باغ ارم، باغ دلگشا و باغ تخت در دوره آل مظفر و آل اینجو (قرن هشتم هجری قمری) یعنی قبل از یورش تیمور گورکانی به شیراز در نهایت آبادانی بوده‌است.

ابن عربشاه مورخ دوره تیموری در کتاب عجایب المقدور آنرا زینت الدنیا نامیده‌است. باغ جهان نما در هنگام اقامت تیمور گورکانی در شیراز، همچون سایر باغهای نامدار آن دوره مورد توجه وی واقع شده بطوریکه همانند آنرا در اطراف سمرقند که موطن او بوده احداث و آنرا جهان نما نامیده‌است.

این باغ در دوره صفویه نیز آباد و قابل اهمیت بوده‌است. شارون و تاورنیه جهانگردان فرانسوی که در دوره صفویه شیراز را دیده‌اند، خیابان زیبایی توصیف کرده‌اند که از تنگ الله اکبر تا بقعه میر علی بن حمزه که محل خیابان حافظ کنونی است ادامه داشته و در دو طرف آن باغهای زیبا و آبادی وجود داشته‌است.

کریم خان زند در سال ۱۱۸۵ هجری قمری این باغ را که در زمینهای مقابل جعفرآباد و مصلی قرار داشته حصار کشید و عمارت کوشک را در وسط آن ساخت و در اطراف عمارت خیابان کشیهای زیبا و درختکاری مفصلی بعمل آورد. در ضلع جنوبی بقایای آبنمایی به چشم میخورد که فواره آن هنوز پابرجاست.

این آبنما از جلوی ضلع جنوبی آغاز می‌شود و به حوضی در جلوی بنایی که در دوره قاجاریه و در انتهای ضلع جنوبی احداث گردیده منتهی می‌شود که اخیراً مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته‌است.بهای بلیط ورودی باغ جهان نما ٢٠٠ تومان می باشد.در زمان بازدید من از این باغ آرامش در آنجا موج میزد.پس از بازدید از این باغ زیبا می توانید با کمی پیاده روی از آرامگاه خواجوی کرمانی و دروازه قرآن که در کنار هم قرار گرفته اند نیز بازدید نمایید.

باغ دلگشا – شیراز

این باغ در جبهه شمال شرقی و در سمت جنوب تنگ آب خان و نزدیک آرامگاه سعدی و در بستری کوهستانی واقع شده است.

سابقة آبادانی و وجود این باغ نه تنها به پیش از دوره سلسله‎های آل اینجو و آل مظفر می‎رسد بلکه تا پیش از اسلام یعنی دورة حکومت ساسانیان، به دلیل همجواری با مظهر کاریزی کهن و استقرار در حریم قلعه بسیار قدیمی مشهور به کهن‎دژ بوده که بقایای آن تا نیم سده پیش بر فراز کوه مقابل قرار داشت، قطعی است.

این باغ در دشت زیر پای این قلعه و در نزدیکی مظهر کاریز سعدی که آب گازاران هم نامیده می‎شود واقع شده است، آب قنات سعدی از گذشته تا کنون باغ دلگشا و چند باغ دیگر و کشتزارهای اطراف را مشروب می‎سازد.

در دورة تسلط تیمور گورکانی در فارس، این باغ و مجموعه باغها در نهایت آبادانی بوده و پس از دیدن این باغ، در سمرقند باغی بزرگ به همین شیوه به نام دلگشا احداث نمود. این باغ در دورة صفویه از باغهای مشهور به شمار می‎رفته و در دوره افشاریه همچنان آباد و احتمالاً مدتی در تملک میرزا محمد کلانتر فارس بوده است.

این باغ با مساحتی بالغ بر 5/7 هکتار به شمارة 912 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. ورودی باغ رو به جنوب، با عمارتی کرسی دار و ایوان دو ستونه به سمت جنوب و در سه طبقه در مرکز، که اطراف آن چهار خیابان است که به حصار اطراف باغ ختم می‎گردد، در طبقه اول عمارت، یک هشتی وسیع با چهار شاه نشین و حوض بزرگ هشت گوشی با کاشی آبی که لبه‌های آن قطعات سنگهای سرخ فام حجاری شده است.

خیابان اصلی از مدخل در ورودی تا حوض جلو عمارت امتداد یافته، در طرفین این خیابان دو باغچه از انواع مرکبات دیده می‎شود. در سمت (شرق و غرب) عمارت دو خیابان و در سمت شمالی ساختمان از شمال به جنوب یک خیابان، که در دو سوی این خیابانها درختان کاج و سرو کاشته شده است و بقیة پوشش گیاهی باغ را درختان نارنج، نخل و گردو) و بخش عمدة آن را مرکبات تشکیل می‎دهد. حوضی بزرگ در سمت جنوبی ساختمان در جلو ایوان دو ستونه وجود دارد که لبه‎ها و پاشویه آن قطعات سنگ سرخ فام است و در وسط حوض یک گلدان سنگی بزرگ نصب گردیده که سابقا در آن درخت سرو بسیار زیبایی بود، که متاسفانه خشک شده و امروزه اثری ازآن نیست.

حدود نیم قرن پیش این باغ در تملک خورشید کلاه لقاءالدوله دختر قوام‎الملوک بود که با شوهر خود ناظم‎الملک در آنجا می‎زیست، تا اینکه چندین سال قبل از ورثة قوام خریداری گردید و در حال حاضر در تملک دولت می‎باشد.

در سمت شمال باغ، باغچه کوچکی است که به علت احداث خیابانهایی در اطراف باغ، از ضلع شمالی، جدا شده است که این باغچه به نام باغ طاووس خوانده می‎شود و فاقد عمارت است، ولی دارای درختان کهنسال سرو، کاج و نخل می‎باشد که بین آنها را درختان نارنج پوشانده است.

باغ عفیف آباد شیراز

باغ عفیف آباد نمونهٔ کاملی از هنر گل کاری ایرانی است. سازنده عمارت باغ، ميرزا علی محمدخان قوام الملك دوم است كه در سال ۱۲۸۴ ه.ق. آن را احداث نمود. باغ عفیف آباد ( با نام دیگر باغ گلشن) مجموعه موزه ایست در شیراز. این باغ در یکی از مناطق عیان نشین شیراز واقع شده و مجموعه در سال 1863 میلادی ساخته شد. این مجموعه شامل یک کاخ سلطنتی , موزه سلاحهای قدیمی و یک باغ ایرانیست که همگی برای بازدید عموم هستند.

باغ عفیف آباد یکی از قدیمی ترین باغهای شیراز است. در دوران صفویان این باغ توسط شاهان صفوی مورد استفاده قرار می گرفته. بنای اصلی کنونی توسط میرزا علی محمد خان قوام دوم در سال 1863 ساخته شد. قوام دوم قناتی در نزدیکی باغ را برای آبیاری آن خریداری کرد. پس از درگذشت قوام این باغ به خواهرش عفیفه می رسد و پس از آن عفیف آباد نام می گیرد. در سال 1962 میلادی در اختیار ارتش قرار گرفت و در حال حاضر به عنوان موزه اسلحه مورد استفاده قرار می گیرد.

پاسارگاد شیراز

نام اصلی شهر پاسارگاد چیزی شبیه “پَسَرگََد” بوده و تلفظ امروزی نیز درست است و رابطه‌ای میان این نام و “پارس” نیست.
نام پاسارگاد از اسم قبیله‌ی شاهان پارسی یعنی قبیله ” پاسارگاد” گرفته شده که “آنان که گُرز گران می‌کشند” معنی میداده است.

مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعه‌ای از سازه‌های باستانی برجای‌مانده از دوران هخامنشی است که در شهرستان پاسارگاد در استان فارس جای گرفته است.

این مجموعه دربرگیرنده ساختمان‌هایی چون آرامگاه کوروش بزرگ، باغ پادشاهی پاسارگاد، کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.
این مجموعه، پنجمین مجموعه ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که در نشست یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به دلیل دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.

پاسارگاد در دشتی مرتفع به ارتفاع ۱۹۰۰ متر از سطح دریا، در حصار کوهستان واقع شده‌است. در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان فارس درنزدیک آرامگاه کورش مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخ‌ها استفاده شده‌بود. به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱ این سنگها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد.

ظاهراً هنگامی که کورش در سال ۵۴۵ پیش از میلاد سارد (پایتخت لیدی، شهری در غرب ترکیهٔ امروزی) را به تصرف درآورد به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لیدی قرار گرفته‌است. چه بسا او همان زمان شماری از اساتید اهل لیدی را در پاسارگاد به کار گماشته‌است. در کاخ تناسب جذاب سنگهای مرمر تیره و روشن، مخصوصاً در پایه‌ها، جلب نظر می‌کند. این سنگها از پیرامون سیوند آورده شده‌است.

سازندگان پاسارگاد

از گواهی‌هایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذارده‌اند، مشخص است که پاسارگاد را بیشتر ساخته و پرداخته کورش بزرگ میدانسته‌اند. این نظریه به چند دلیل دیگر استوارتر می‌شود. اول؛ آرامگاه کورش بزرگ که ساخته خود او بود، چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخ‌های دروازه، اختصاصی و بار نشان می‌دهد که مشخص می‌شود طراح همه یکی بوده و آن کاخ‌ها هم نتیجه سلیقه کورش بزرگ بوده‌اند.
دوم کتیبه سه زبانه عیلامی, پارسی باستان و اکدی بر روی جرزها و درگاه‌های آن سه کاخ بیانگر آن است که آن‌ها با کورش ارتباط داشته‌اند. سوم، نوع معماری و به خصوص شیوه‌ی سنگ‌تراشی و بست‌های پاسارگادی قدمتی هر چند کوتاه بر معماری تخت جمشیدی را که از آغاز دوره داریوش بزرگ شروع شد، نشان می‌دهد و مخصوصا در نقوش، که از سنت‌های ملل مختلف گرفته شده‌اند، ولی هنوز به طور ثابت ریخت ایرانی نگرفته‌اند (آن چنان که در تخت جمشید می‌یابیم) حالتی آزمایشی و اولیه به خوبی نمایان است و آثار سنگ تراشان لودیه‌ای و ایونیه‌ای به ویژه در نوع تراش سنگ‌ها و ابزار و آلات سنگ‌تراشی و “نشانه‌های سنگ‌تراشان” پیداست. بنابراین شکی نمی‌توان کرد که بناهای پاسارگاد با کورش بزرگ آغاز شده‌اند و ارتباطی با کورش جوان ندارند (آن طور که فرانتس هاینریش وایسباخ تصور میکرد).

آرامگاه کوروش

مهم‌ترین اثر مجموعهٔ پاسارگاد، بنای آرامگاه کورش بزرگ است که پیشتر مشهور به «مشهد مادر سلیمان» بود. در سال ۱۸۲۰ پس از پژوهش‌های باستان‌شناسی، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش کبیر مشخص شده‌است و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می‌کند. این آرامگاه حدوداً در ۵۳۰ تا ۵۴۰ قبل از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده‌است. بنای آرامگاه میان باغ‌های سلطنتی قرار داشته و از سنگ‌های عظیم، که درازای بعضی از آن‌ها به هفت متر می‌رسد،، ساخته شده‌است.

تخته سنگ‌های آرامگاه با بست‌های فلزی معروف به بست دم چلچله‌ای، به هم پیوسته بوده، که بعدها آن‌ها را کنده و برده‌اند و اکنون جایشان به صورت حفره‌هایی دیده می‌شود که بیشترشان را تعمیر کرده‌اند.

بنای آرامگاه دو قسمت مشخص دارد:

سکویی ۶ پله‌ای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است.
اتاقی کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر می‌رسد.

خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، شکل یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. تا حدود صد سال پیش باور بر این بود که این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد و در دورهٔ اتابکان در زمان آل بویه با استفاده از ستون‌های باقی مانده از کاخ‌های باستانی مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته و یک محراب کوچک در خزانهٔ آرامگاه کنده‌کاری شد. در دههٔ ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده و تکه‌های تاریخی به نزدیکی مکان‌های اصلی‌شان بازگردانده شدند.

پس از کشته شدن کوروش در جنگ با سکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای مهم سلطنتی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. به گزارش مورخان زمان اسکندر، وقتی اسکندر به پاسارگاد آمد و از مقبره کوروش که در میان باغی بزرگ قرار داشت دیدن کرد به آریستوبولوس دستور داد درون مقبره را تزیین کند. آریستوبولوس در درون مقبره تابوتی زرین، یک میز و تعدادی ظروف زرین و سلاحهای گرانقیمت و لباسهای شخص کوروش و کلیه جواهراتی را که زمانی به دست می‌کرد یا به خود می‌آویخت مشاهده کرد. این آرامگاه در آن زمان توسط تعدادی مغ محافظت می‌شود اما در زمان اسکندر مورد دستبرد قرارگرفت و کلیه اشیاء گرانقیمتش به سرقت رفت.[۵]

در شیب سقف آرامگاه دو حفرهٔ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگ‌ها و کم کردن از بار سقف ایجاد شده‌است و برخی اشتباها، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانسته‌اند.

آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی مقدس به شمار می‌آمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبوده‌است و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری می‌دانسته‌اند و به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته‌است، نسبت می‌داده‌اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می‌شمردند و آن را به مادر او نسبت می‌دادند و «مشهد مادر سلیمان» می‌خواندند.

اسکناس‌های سبز رنگ پنجاه ریالی ایران از سال ۱۳۵۲ خورشیدی تا ۱۳۵۷ با نقشی از پاسارگاد چاپ و نشر می‌شد.

مجموعه پادشاهی

این مجموعه در مرکز پاسارگاد قرار گرفته‌است واز تعدادی کاخ تشکیل شده که در اصل در محدوده مجموعهٔ باغها قرار دارند (معروف به «چهار باغ»). بدنهٔ اصلی کاخ‌ها از سالن‌های ستون‌دار تشکیل شده‌است. تالار عمومی (کاخ S) حدوداً در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده. تالار ستون‌دار آن دو ردیف چهار ستونی دارد. پایهٔ ستونها از سنگ سیاه هستند (۱٫۴۳×۱٫۴۳ متر)، و بدنهٔ آن‌ها از سنگ آهکی سفید است. پایه ستون‌ها ۱٫۰۴ متر و بدنهٔ ستون‌ها ۱۲٫۰۶ متر ارتفاع دارند. سرستون‌ها از سنگ سیاه بوده‌است. شواهدی موجوداست که سرستون‌ها یک شیر مرکب، شاخ‌دار و یال‌دار، را نشان می‌داده‌است. کاخ یک سرسرا در هر طرف داشته‌است. برخی از نقوش برجستهٔ درگاه‌ها حفظ شده‌اند، که پیکر انسان و دیوها را نشان می‌دهند. کاخ مسکونی کوروش دوم (کاخ P) بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شده‌است. سالن ستون‌دار این کاخ (۳۱٫۱×۲۲٫۱ متر) پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای پر ابهت آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵٫۵×۹٫۳ متر است.
کاخ دروازه در حدود شرقی محوطهٔ اصلی قرار دارد و شامل یک تالار ستون‌دار با نقشهٔ چهار ضلعی و ابعاد ۲۵٫۵×۲۸٫۵ متر است. این تالار ۸ ردیف ستون دارد. این تالار دو در ورودی اصلی در محور طولی کاخ و دو در فرعی در محور عرضی کاخ دارد.
در یکی از چار چوب‌های دروازه، یک نقش برجستهٔ مشهور از یک پیکر انسان مانند که بال‌هایی دارد دیده می‌شود. این طرح که تنها نقش باقی مانده در کاخ دروازه‌است، مردی را نشان می‌دهد که ریش انبوه و چهار بال که رو به مرکز تالار دارد.

معیارهای ثبت جهانی پاسارگاد

پاسارگاد، جمهوری اسلامی ایران به سال ۱۳۸۳ خورشیدی مطابق با سال ۲۰۰۴ میلادی بر اساس بندهای یکم، دوم، سوم و چهارم معیارهای فرهنگی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید:

معیار یک: پاسارگاد نخستین نشانه بارز معماری سلطنتی هخامنشی است.

معیار دو: پایتخت شاهنشاهی پاسارگاد را کوروش بزرگ با مشارکت مردمان گوناگون امپراطوری که بنا نهاده بود ساخت این حرکت به صورت یک مرحله بنیادی در تحول هنر و معماری کلاسیک ایران درآمد.

معیار سه: محوطه باستان شناختی پاسارگاد با کاخ‌ها، باغ‌ها و آرامگاه کوروش بزرگ بنیان گذار سلسله هخامنشی یادبودی استثنایی از تمدن هخامنشیان در ایران است.

معیارچهار: مجموعه چهار باغی پادشاهی که در پاسارگاد بنیان گذاشته شده به صورت نمونه‌ای مادر برای این گونه معماری و طرح ریزی در آسیای غربی در آمد.

تخت جمشید شیراز

تخت جمشید یا پارسه که در شهرستان مرودشت در شمال استان فارس واقع است، نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان پیوسته، پایتخت مجلل و تشریفاتی امپراتوری ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌است.

در این شهر باستانی، مجموعه کاخ‌هایی به نام تخت جمشید وجود دارد که در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول بنا شده‌است و به مدت حدود ۵۰ سال، مرکزی برای برگزاری مراسم آیینی و جشن‌ها مخصوصاً نوروز بوده‌است. تخت جمشید با نام‌های پارسه، هزارستون، چهل منار و پرسپولیس نیز معروف است.
در نخستین روز سال نو گروه‌های زیادی از ملل گوناگون به نمایندگی از ساتراپی‌ها یا استانداری‌ها با پیشکش‌هایی متنوع در تخت جمشید جمع می‌شدند و هدایای خود را به شاه تقدیم می‌کردند. بنیانگذار تخت جمشید داریوش بزرگ بود، البته پس از او پسرش خشایارشا و نوه‌اش اردشیر یکم با گسترش این مجموعه به بزرگی آن افزودند.

بسیاری از اطلاعات موجود که در مورد تاریخ هخامنشیان و فرهنگ آنها در دسترس است به خاطر سنگ‌نبشته‌هایی است که در این کاخ‌ها و بر روی دیواره‌ها و لوحه‌های آن حکاکی شده‌است. باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید  و احتمالاً بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در شهرستان مرودشت در استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تأیید می‌کنند.

واژه پارسه، تخت جمشید و پرسپولیس

نام تخت جمشید در زمان ساخت «پارسَه» به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه‌شهر») خوانده‌اند. در فارسی معاصر این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران می‌نامند. در شاهنامه فردوسی آمده‌است:
« جمشید پادشاهی عادل و زیبارو بود که نوروز را بر پا داشت و هفتصد سال بر ایران پادشاهی کرد. اورنگ یا تخت شاهی او چنان بزرگ بود که دیوان به دوش می‌کشیدند.»

صدها سال پس از حمله اسکندر و اعراب و در زمانی که یاد و خاطره پادشاهان هخامنشی فراموش شده بود، مردمی که از نزدیکی خرابه‌های پارسه عبور می‌کردند، تصاویر حکاکی شدهٔ تخت شاهی را می‌دیدند که روی دست مردم بلند شده‌است و از آنجا که نمی‌توانستند خط میخی کتیبه‌های حک شده روی سنگ‌ها را بخوانند، می‌پنداشتند که این همان اورنگ جمشید است که فردوسی در شاهنامه خود از آن یاد کرده‌است. به همین خاطر نام این مکان را تخت جمشید نهادند. بعدها که باستان‌شناسان توانستند خط میخی کتیبه را ترجمه کنند، متوجه شدند که نام اصلی آن پارسه بوده‌است.
نام مشهور غربی این محل یعنی پِرسِه پلیس ریشه غریبی دارد. در زبان یونانی، پِرسِه پلیس و یا به صورت شاعرانه آن پِرسِپ تولیس (Perseptolis) لقبی است برای آتنه الهه خرد، صنعت و جنگ که ویران‌کنندهٔ شهرها معنی می‌دهد. این لقب را آشیل، شاعر یونانی سده پنجم پیش از زادروز، به حالت تجنیس و بازی با لغات، در مورد شهر پارسیان به کار برده‌است.

سازه و موقعیت مکانی تخت جمشیدتخت جمشید در مرکز استان فارس، ۱۰ کیلومتری شمال مرودشت و در ۵۷ کیلومتری شیراز قرار دارد. ارتفاع از سطح دریا تخت جمشید ۱۷۷۰ متر می‌باشد. طرف شرقی این مجموعه کاخ‌ها بر روی کوه رحمت و سه طرف دیگر در درون جلگه مرودشت پیش رفته‌است. تخت جمشید بر روی صفّه یا سکوی سنگی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، واقع شده‌است. ابعاد تخت جمشید ۴۵۵ متر (جبهه غربی)، ۳۰۰ متر (جبهه شمالی)، ۴۳۰ متر (جبهه شرقی)، ۳۹۰ متر (جبهه جنوبی) می‌باشد. همچنین طول تخت جمشید برابر با طول آکروپولیس در آتن است، اما عرض آن چهار تا پنج برابر آکروپولیس است.

کتیبه بزرگ داریوش بزرگ بر دیوار جبهه جنوبی تخت جمشید، آشکارا گواهی می‌دهد که در این مکان هیچ بنایی از قبل وجود نداشته‌است. وسعت کامل کاخ‌های تخت جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع است.


معماری

در گذر زمان تعدادی از ستون‌های دروازه کاخ صد ستون در تخت جمشید حوادثی مثل زلزله را پشت سر گذاشته و سر پا مانده‌اند. آن‌ها در نگاه اول یکپارچه به نظر می‌رسند اما در حقیقت تکه تکه هستند و روی هم سوار شده‌اند. راز پایداری آن‌ها مقابل زمین لرزه در محل اتصال این تکه‌هاست، جایی که دو تکه ستون به وسیله سرب مذاب به هم متصل شده‌اند. این سرب علاوه بر محکم کردن اتصال دو تکه ستون، نقش مهمی برای مقاومت سازه در مقابل زمین لرزه داشته‌است. سرب فلز چکش خوار و نرمی است که هنگام بروز زمین لرزه از خودش واکنش نشان داده و خرد نمی‌شود، این همان نقشی است که در ساختمان‌های امروزی و مدرن بر عهده فنر لای ستون‌ها گذاشته می‌شود.

معماران و هنرمندانی که در ساخت تخت جمشید نقش داشتند، نقش‌ها را از سه طریق می‌آراستند. یکی چسباندن فلزهای گران‌بها به صورت رویهٔ تاج، گوشوار، طوق، یاره و نظایر آن به اصل نقش و توسط سوراخ‌هایی که در دو طرف شی مورد نظر برای گوهرنشانی می‌کندند. دوم نگاریدن و نقر کردن تزئینات اصلی لباس، تاج و کلاه با سوزن، به نحوی بسیار ظریف که نمونهٔ آن بر درگاه‌های کاخ داریوش (تچر) و حرمسرا وجود دارد. سوم رنگ‌آمیزی، که نمونه‌هایی از آن در کاخ سه دری و صد ستون موجود است.

کاخ‌ها و ساختمان‌ها
کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شده‌است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده‌است. این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شده‌است که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل است.

کاخ تچر
تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی است. این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده‌است. روی کتیبه‌ای آمده: «من داریوش این تچر را ساختم.» این کاخ یک موزه خط به شمار می‌رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون‌ها از نمای جلویی‌های مصری استفاده شده‌است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایارشا و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده‌است.

کاخ هدیش
این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده‌است در مرتفع‌ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال می‌رود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی‌ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ‌ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ‌ها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار داشته‌است. به خاطر ویرانی شدید اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی‌ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده‌اند. هدیش به معنای جای بلند است و چون خشایارشا نام زن دوم او هدیش بوده‌است نام کاخ خود را هدیش می‌گذارد این کاخ در جنوبی‌ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمت‌های زیادی از کف از خود کوه‌است.

کاخ ملکه
این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده‌است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته‌است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور ارنست امیل هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته‌است.

کاخ ه

کاخ ه یا کاخ اچ یکی از کاخ‌های تخت جمشید است که در جنوب‌غربی تخت‌گاه و در غرب کاخ هدیش قرار گرفته‌است. پلکان منقوشی که از دو جانب به این کاخ راهبر است، اکنون حالتی نیمه ویران دارد. پلکان اصلی به گواهی قطعه مکتوبی که از آن به جای مانده، به بنایی تعلق دارد که خشایارشا آغاز و اردشیر یکم آن را تمام کرده‌است.

کاخ سه‌در

کاخ سه‌در، تالار شورا، دروازه شاهان، سه‌دروازه، سه دری یا کاخ مرکزی، در مرکز کوشک شاهی تخت‌جمشید قرار دارد. این کاخ توسط سه درگاه و چند راهرو به کاخ‌های دیگر راه می‌یابد و از این جهت آن را کاخ مرکزی و یا سه دری نیز می‌خوانند. چون بر پلکان‌های این کاخ، نجیب‌زادگان پارسی را نقش کرده‌اند که به حالتی دوستانه و غیر رسمی، برای ملاقات فرمانروا می‌روند و نیز به سبب نوع کاربری و موقعیت کاخ، گاهی آن را تالار شورا نیز نامیده‌اند. پیشتر بنای این کاخ را به داریوش بزرگ نسبت می‌دادند، اما دلایلی در درست است که ساخت کامل آن به وسیله اردشیر یکم صورت گرفته بوده‌است.

کاخ صدستون
وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ فوت مربع (حدود ۴۳۰۰ متر مربع) است و سقف آن به‌وسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده‌است.

کاخ شورا
به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی می‌گویند. احتمالاً شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می‌پرداخته‌است. با توجه به نقوش حجاری شده، از یکی از دروازه‌ها شاه وارد می‌شده و از دو دروازه دیگر خارج می‌شده‌است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می‌گویند که در اینجا دو سرستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

کتیبه‌هاکتیبه‌های غیرهخامنشی
یکی از نقاط قابل توجه که در مجموعه کاخ‌های تخت جمشید وجود دارد، موجودیت کتیبه‌هایی است که مربوط به دوران شاهنشاهی هخامنشیان نمی‌شود. عضدالدوله دیلمی در آنجا دو کتیبه به خط کوفی به یادگار گذاشته و کتیبه‌های دیگری هم به عربی و فارسی از سده‌های بعد و اشخاص تاریخی دیگر در آنجا باقی مانده که آخرین آنها مربوط به اواخر دوره قاجار است.

کتیبه‌های گلی
در حفاری‌های انجام شده در محل تخت جمشید تعداد بسیار کتیبه‌های گلی که در انبارهای زیر تخت جمشید انباشته شده که بر اثر سوختن تخت جمشید پخته شدند یافت شد و همگی به آمریکا ارسال شد که متأسفانه در بین راه تعداد بسیاری از آنها از بین رفتند و مقدار مانده نیز به علت جنگ جهانی دوم در انبارهای دانشگاه آمریکا ماند و ترجمه نشد. سر انجام ترجمه صورت گرفت که مشخص شد حاوی دفاتر حسابداری امپراتوری هخامنشی است و فراتر از آن مشخص شد ایرانیان در آن زمان چگونه می‌زیسته‌اند به عنوان مثال مشخص شد کلیه کارگران و مهندسان در ساخت تخت جمشید حقوق در یافت داشته (شراب – گندم و…) و زنان دارای حقوق کامل بوده و حتی مرخصی بارداری داشته و کسانی هم حقوق دریافت می‌داشته‌اند تا از کودکان مراقبت کنند متأسفانه در تاریخ ۱۳۸۷ هـ. ش. مشکلات زیادی بر سر این کتیبه‌ها رخ داد به این شکل که تعدادی یهودی با ادعای دست داشتن حکومت جمهوری اسلامی در بمب گذاری‌ها علیه یهودیان تقاضای غرامت کرده و به عنوان مال ایران این کتیبه‌ها را معرفی کردند و تقاضای دریافت این کتیبه‌ها را به عنوان غرامت نمودند.


موزه تخت جمشید

بنای موزه تخت جمشید کهن‌ترین بنای ایران است که مرمت شد و به موزه اختصاص یافته‌است. این ساختمان یکی از مجموعه کاخ‌های تخت جمشید است. بخش‌هایی از این بنا که در حال حاضر به عنوان موزه مورد استفاده‌است، شامل یک ایوان، دو نگارخانه و یک تالار است. در ایوان موزه که در سمت شمال ساختمان قرار دارد و ورودی موزه در آن واقع شده‌است، دو جرز (دیوار اطاق و ایوان، پایهٔ ساختمان که از سنگ و آجر سازند) سنگی عظیم یک پارچه به ارتفاع تقریبی ۸ متر و عرض ۲۰٫۱ متر به وزن حدود ۸۰ تن در جلو و طرفین قرار دارد. هر یک از این دو جرز سترگ‌ترین سنگ یک پارچه‌ای است که در تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته‌است. سقف ایوان را هشت ستون چوبی با سر ستون‌های گاو دو سرنگه می‌دارد. موزه تخت جمشید در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۱ خ و مصادف با ۱۸ ماه مه ۲۰۰۲ (میلادی)، روز جهانی موزه افتتاح شد.

 

شماره تلفن های ضروری شیراز

 

حافظیه شیراز

حافظیه نام مجموعهٔ آرامگاهی موجود در شمال شهر شیراز و در جنوب دروازهٔ قرآن است. این مجموعه به‌دلیل جای‌دادن آرامگاه حافظ شیرازی در خود به این نام مشهور شده‌است. مساحت حافظیه ۲ هکتار بوده و از ۲ صحن شمالی و جنوبی تشکیل یافته که این صحن‌ها توسط تالاری از یک‌دیگر جدا شده‌اند. این مجموعه ۴ درب ورودی-خروجی دارد که درب اصلی در سمت جنوب آن، دو درب در سمت غرب آن و یک درب در سمت شمال‌شرق آن قرار گرفته‌است.

تالار حافظیه که از آثار دورهٔ زندیان است، ۵۶ متر طول و ۸ متر عرض داشته و از ۲۰ ستون سنگی، هرکدام به ارتفاع ۵ متر تشکیل شده‌است. این تالار پیش‌تر شامل ۴ ستون و ۴ اتاق بوده که بعدها اتاق‌ها از محدودهٔ آن حذف گردیده‌است. در سمت شرق و غرب تالار ۲ اتاق -یکی متعلق به سازمان میراث فرهنگی و دیگری مربوط به دفتر آرامگاه- وجود دارد. شیوهٔ معماری این تالار مربوط به دوره‌های هخامنشیان و زندیان است.

تاریخچه ساخت و مرمت آرامگاه حافظ

در سال ۸۵۶ ه. ق. ( ۱۴۵۲) حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می‌شد.

دوره صفویان و افشاریان
این بنا در زمان حکومت شاه عباس صفوی (اوایل قرن یازدهم هجری قمری) مورد مرمت و باز سازی قرار گرفت و همچنین به دستور نادرشاه افشار آرامگاه باردیگر مرمت شد.

دوره زندیه
کریم‌خان زند (۱۱۸۷ ه. ق.) بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است و دو غزل از حافظ به شیوه نستعلیق توسط حاجی آقاسی بیک افشار آذربایجانی نگاشته شده‌است که مطلع آن دو غزل چنین است:مژده وصل تو کو، کز سر جان برخیزم        طایر قدسم و از دام جهان برخیزم
وایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش        پیوسته در حمایت لطف اله باش
هم چنین تالاری با چهار ستون سنگی یکپارچه بلند ساخت که از طرف شمال و جنوب گشاده بود و در دو سوی آن، دو اتاق بنا کرد به گونه‌ای که مقبره حافظ در پشت این بنا قرار می‌گرفت و در جلو آن باغ بزرگی را احداث نمود.

دوره قاجار و پهلوی
پس از کریم خان زند در سال ۱۲۷۳ ه. ق. طهماسب میرزا (مؤیدالدوله) حکمران فارس، آرامگاه حافظ را بار دیگر تعمیر و مرمت کرد و در سال ۱۲۹۵ ه. ق. ۱۸۷۸ م. معتمدالدوله فرهاد میرزا فرمانروای فارس در گرداگرد مقبره حافظ، معجری چوبی ساخت. پس از آن در سال ۱۳۱۷ ه. ق (اردشیر) زردشتی یزدی، بار دیگر بارگاه حافظ را مرمت کرد و بر فراز آرامگاهش، معجری بنا کرد اما حاج سید علی اکبر فال اسیری به دلیل زردشتی بودن اردشیر، بنای مرمت شده را ویران ساخت.

این بنا تا سال ۱۳۱۹ ه. ق. ۱۰۹۱ م. همچنان ویران باقی ماند و در این سال شاهزاده ملک منصور ملقب به شعاع السلطنه حاکم فارس، به یاری علی اکبر مزین الدوله نقاش باشی، معجری آهنین بر فراز آرامگاه حافظ ساخت و کتیبه‌ای بر آن قرار داد.

در سال ۱۳۱۰ ه. ش. دبیر اعظم بهرامی استاندار فارس بر دیوار جنوبی حافظیه سر در بزرگی از سنگ نصب نمود و در جهت آبادی نارنجستان آن تلاش کرد.

ساخت بنای جدید
در سال ۱۳۱۴ هـ. ش سرهنگ علی ریاضی (رئیس فرهنگ فارس) با همیاری علی اصغر حکمت و نظارت علی سامی، با طراحی آندره گدار فرانسوی و با الهام گیری از عناصر معماری عهد کریم خان زند، به بازسازی بنای حافظیه اقدام نمودند.
در سال ۱۳۱۵ به کوشش علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری زندیه و یادمان‌های حافظیه، توسط آندره گدار فرانسوی طراحی و با همکاری علی سامی به اجرا در آمد.

حمام وکیل شیراز

حمام وکیل در دوره زندیه توسط کریم خان زند ساخته شد. این حمام در مرکز شهر شیراز و نزدیک دیگر بناهای دوره زندیه همچون بازار وکیل و مسجد وکیل قراردارد. از قسمت‌های جالب توجه این حمام قسمتی بنام شاه نشین است که مخصوص استفاده شاه بوده‌است. این بنا با شماره ۹۱۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

این بنا در غرب مسجد وکیل ساخته شده‌است. این حمام بزرگ از پیشرفته‌ترین اصول معماری زمان خود برخوردار بوده‌است. برای مثال، ورودی حمام کوچک است و با شیبی ملایم به هشتی ورودی که پایین تر از سطح زمین قرار دارد می‌رسد. ورودی به رختکن، زاویه دار ساخته شده و همه این ملاحظات برای این بوده‌است که از ورود سرما به داخل و از خروج گرما به خارج از حمام جلوگیری شود.

سربینه حمام یک هشت ضلعی منظم است که هشت ستون یک پارچه سنگی در وسط سقفی گنبدی قرار گرفته‌اند. گرم خانه با سنگ فرش پوشیده شده‌است اما جالب توجه این که در زیر این سنگ فرش دالان‌های کم عرض و باریکی ساخته شده که هوای گرم و بخار آب در آن جریان می‌یافته‌است تا کف حمام زودتر گرم شود. در جنوب گرم خانه، خزینه قرار دارد که دو دیگ بزرگ برای گرم کردن آب داشته‌است. در دو طرف محوطه گرم خانه دو شاه نشین و در دو طرف خزینه دو حاکم نشین ساخته شده‌است. در وسط هر حاکم نشین نیز حوضی از سنگ مرمر دیده می‌شود.

در زیر گنبد نقوش آهک بری زیبایی است که داستان‌های آنها از مذهب، سنت، علائق و رویاهای مردم این دیار سرچشمه می‌گیرد.

دروازه قرآن شیراز

دروازه قرآن یکی از دروازه های به جای مانده از دورههای قدیم در شیراز است که امروزه به عنوان یکی از آثار تاریخی این شهر به حساب می آید .
این دروازه در ابتدا در زمان عضد الدوله دیلمی ساخته شد و قرآنی در آن جای داده شد تا مسافران با گذر از زیر آن متبرک شوند . در دوره زندیه کریم خان زند این دروازه را بازسازی کرد و اتاقی به بالای آن افزود و دو جلد قرآن بزرگ نفیس ، به خط سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری ، در اتاقک بالای آن جای داد .
این قرآنها ، که به « قرآن هفده من » معروف اند ، اکنون از دروازه قرآن به موزه پارس انتقال یافته اند. دروازه قرآن در دوره قاجاریه به علت وقوع چندین زلزله دچار صدمات زیادی شد که محمد زکی خان نوری آن را تعمیر نمود . در سال ۱۳۱۶ هجری شمسی دو قرآن خطی موجود در آن به موزه پارس انتقال یافت که همچنان در این موزه نگهداری می شوند . این بنا در گذشته طاق قرآن نیز نامیده شده است . روز های اول هر ماه مردم از شهر خارج شده و از زیر این طاق عبور می کردهاند . دروازه قرآن در سال ۱۳۲۸ با همت بازرگانی بنام حسین ایگار دوباره مورد مرمت قرار گرفت .

“>

دشت ارژن شیراز

دشت ارژن یا دشت ارجن یا دشت ارزن در سرزمین فارس نزدیکی شیراز قرار دارد. این دشت در کنار ارتفاعات جنوبی زاگرس قرار دارد. این قسمت از زاگرس به نام زاگرس فارس معروف است. دریاچه ارژن یکی از مناطق دیدنی آن است، دهستان دشت ارژن در شمال این دریاچه قرار گرفته‌است.
در گذشتهٔ نه چندان دور این دشت مأوای حیواناتی همچون شیر ایرانی بوده که با از بین رفتن نیزارهای اطراف دریاچه و تبدیل آنها به اراضی مزروعی زیستگاه مناسب زادوولد شیر از بین برده شده و باعث منقرض شدن نسل این شیر گردیده‌است. آثار باستانی و کتیبه‌های معروف تنگ شاپور در شمال غربی این دشت قرار دارد. همچنین دریاچه پریشان یکی دیگر از دیدنی‌های این منطقه است. آب این دریاچه از چشمه‌های اطراف آن تأمین می‌شود. این دریاچه ماهی‌دار بوده و از منابع پروتئین منطقه علی‌الخصوص کازرون محسوب می‌شود.

دریاچهٔ دشت ارژن یکی از دریاچه‌های آب‌شیرین ایران می‌باشد که در استان فارس و در ۵۶ کیلومتری شهر شیراز در دهستان دشت ارژن واقع شده‌است.

شاه‌چراغ شیراز

شاه‌چراغ آرامگاهی است در شیراز که بنا بر اعتقاد شیعیان احمد بن موسی کاظم، پسر ارشد امام موسی کاظم و برادر امام رضا، در آن به خاک سپرده شده است. او در راه پیوستن به برادر خود به سوی خراسان سفر نمود ولی در راه توسط افراد مأمون خلیفه عباسی در شهر شیراز کشته شد.

این آرامگاه در کنار میدانی به نام احمدی در شهر شیراز قرار دارد. آرامگاه سیدمیرمحمد برادر سیدمیراحمد نیز در نزدیکی شاه‌چراغ است.∗
درون حرم را با به کار بردن آئینه‌های ریز رنگین، به سبکی هنرمندانه، آئینه کاری کرده و انواع خط‌های زیبای فارسی و عربی، تزیین کننده نمای اطراف آینه‌ها و کاشی‌ها است.

بنای حرم، مشتمل بر ایوانی در جلو و حرمی گسترده در پشت ایوان است که در چهار جانب حرم، چهار شاه نشین قرار گرفته و مسجدی نیز در پشت حرم (سمت غرب) ساخته شده است. ضریح آن در شاه نشین زیر گنبد قرار دارد و از نقره ساخته شده است.

حیاط شاه چراغ دارای دو در اصلی ورودی است که در سمت جنوب و شمال حرم از زیر دو سر در بزرگ کاشی کاری شده گذشته و وارد حیاط وسیع حرم می‌شویم. در میان حیاط، حوض بزرگ فواره داری ساخته شده و در اطراف حوض درختکاری شده است. حرم شاهچراغ در سمت غرب حیاط و حرم سید میر محمد- برادر شاه چراغ – در سمت شمال شرقی حیاط قرار دارد.

غیر از دو در اصلی، دو در فرعی دیگر نیز وجود دارد که یکی به بازار حاجی و دیگر به مسجد جامع عتیق می‌رود درگاه مانندی نیز از ضلع شمال حیاط وارد بازار شاه چراغ می‌شود.

در دور تا دور حیاط، اتاق هایی دو طبقه ساخته شده که در پیشانی و جرزهای جلو آنها کاشی کاری شده است. ستون‌های آهنی ایوان حرم به وسیله چوب‌های نفیس پوشش داده شده و در سقف مسطح آن نیز چوب منبت کاری شده به کار رفته است. امکانات وسیعی مثل پاسگاه انتظامی، دفتر پست و مخابرات، کتابخانه و موزه در این حیاط وسیع برای رفاه مردم ایجاد شده است.

قلعه دختر شیراز

قلعهٔ دختر استان فارس در شش کیلومتری جاده فیروزآباد به شیراز در دامنه کوهی مشرف به جاده قرار دارد که پس از طی مسافتی حدود ۳۰۰ متر می‌توان به قلعه رسید.

جورجینا هرمان در کتاب تجدید حیات هنر و تمدن در ایران باستان،می‌نویسد: اردشیر ساسانی احتمالا این قلعه را در اواخر دوران اشکانیان و زمانی که هنوز بر اردوان پنجم، آخرین شاه دودمان اشکانیان، خروج نکرده بود ساخته‌است.
این قلعه حصین در سه سطح ساخته شده بود و ورود به آن از نازلترین سطح از طریق پلکانی مارپیچ که به حیاط اصلی تراس میانی می‌رسید صورت می‌گرفت.

سه طرف حیاط را اتاقهای چهارگوش دارای تاق ضربی در بر گرفته بود و طرف چهارم به تراس فوقانی که روی آن ساختمان کاخ اصلی واقع شده بود، منتهی می‌گردید. تمامی کاخ را یک ایوان بزرگ دارای تاق ضربی و دو ایوان کوچکتر در دو سو تشکیل می‌داد. ایوان بزرگ که ۱۴ متر پهنا و ۲۳ متر درازا داشت به یک اتاق مرکزی که سقف آن به شیوه‌ای تازه، یعنی گنبد پوشانده شده بود منتهی می‌گشت. در جناحین این اتاق گنبد دار اتاقهای اضافی قرار گرفته و کل آنها در داخل یک دیوار خارجی مدور جای داشت.

معماران رومی مشکل قرار دادن سقفی مدور بر روی بنایی چهار گوش در گوشه‌ها را با جلو آوردن تدریجی سنگ یا آجرها به شکلی که پیوسته مدور تر می‌شد، حل کرده‌اند اما در قلعه دختر شیوه جدیدی به کار گرفته شد که همانا استفاده از سکنج در گوشه هاست. این قلعه تماما از سنگ‌های درشت ساخته و سنگ‌های نما، تراشیده شده‌اند ولی سنگ‌های پی‌ها و داخل دیوارها از قلوه سنگ‌های درشت رودخانه‌ای تشکیل شده‌اند. عظمت بنای این قلعه، مبهوت کننده‌است و دیوارهای بلند آن با همه شکستگی و ریخته شدن، هنوز هم شکوهی خیره کننده دارند.

در قسمتی از قلعه دهانه غاری دیده می‌شود که به قول بعضی از محلی‌ها این غار راهی به کاخ اردشیر بابکان (کاخ ساسانی) در جلگه فیروزآباد داشته‌است. یعنی در زمان حمله دشمن به قلعه، محصورین قلعه می‌توانستند از طریق این غار با شهر ارتباط داشته باشند و بتوانند غذا و نیروی انسانی وارد قلعه کنند.

کتیبه بیستون شیراز

نام بیستون از واژه پارسی باستان «بغستان» به معنی جایگه بغ گرفته شده‌است. نخستین اشاره به این جایگاه در کتاب دیودوروس سیکولوس بود که در آن بخشی از نوشته‌های کتزیاس یونانی درباره بیستون آورده شده‌است. در این اشاره سنگنبشته بیستون کنده شده به دست سمیرامیس ملکه اسطوره‌ای آشوری معرفی شده و بیستون را (Bagastanon oros) معرفی کرده‌است. در آن اشاره به بیستون آورده شده بود که کوه بیستون به اهورامزدا پیشکش شده‌است.

واژه بیستون در زبان پهلوی «بَهیستان» و سپس «بَهیستون» شد. این واژه در سده‌های نخست اسلامی «بهستون» و امروزه بیستون خوانده می‌شود. یادآوری می‌گردد شکل واژه‌ای که امروزه «بی ستون» به معنی «بدون ستون» گفته می‌شود، از گویش‌های محاوره‌ای بوده و فاقد اعتبار است.

سنگ‌نبشته بیستون بزرگترین سنگ‌نبشتهٔ جهان، نخستین متن شناخته شدهٔ ایرانی و از آثار دودمان هخامنشیان (۵۲۰ پ. م) واقع در شهرستان هرسین در سی کیلومتری شهر کرمانشاه بر دامنه کوه بیستون است. سنگ‌نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهم‌ترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد.
محوطه بیستون از آثار ملی ایران است و خود این اثر هم از سال ۲۰۰۶ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.

سنگ‌نبشتهٔ بیستون در ارتفاع چند ده متری از سطح زمین و بر دامنهٔ رو به جنوبی کوه پراو ساخته شده‌است و از آثار به جای مانده از پلکانی در قسمت بالایی کوه بیستون احتمال می‌رود که سنگ تراشان از این راه برای رسیدن به محل استفاده می‌کرده‌اند و پس از پایان کار پکان را به منظور غیرقابل دسترس کردن اثر تراش داده‌اند.
این سنگ‌ نبشتهٔ بر سنگ‌هایی از جنس آهک ایجاد شده که از آثار رنگ لعاب قهوه‌ای مانندی که پس از همراه شدن با ذرات اکسیده شده آهک و همچنین بقایای سربی که در چند سطر نخست اثر دیده شده‌است به نظر می‌آید در پایان کار برای افزایش طول عمر اثر تمام نمای آن را با اندودی ناشناخته پوشانده‌اند.

این نقش برجسته پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد. طول این نقش برجسته ۶ متر و عرض آن ۳٫۲۰ متر می‌باشد، نماد فروهر بالای نقش دیده می‌شود. داریوش دست راستش را به نشانه ستایش اهورامزدا بالا برده و پای چپش را بر سینه گئومات مغ که زیر پای او افتاده نهاده‌است. شورشیان که دست‌هایشان از پشت و گردنشان با ریسمان به هم بسته شده‌است پشت سر هم در برابر داریوش ایستاده‌اند.
یک نیزه دار و یک کماندار پشت سر داریوش دیده می‌شوند. بلندی قامت داریوش در نقش ۱۸۰ سانتیمتر، قامت نیزه دار و کماندار حدود ۱۵۰ سانتیمتر و قامت شورشیان حدود ۱۲۰ سانتیمتر است. متن و نقش بر اثر عواملی چند از جمله عوامل زمین شناختی فرسایش باران و باد رسوب مواد آلی رشد جلبک در درز سنگها و تأثیر سایر پدیده‌های طبیعی فیزیکی شیمیایی و نیز تخریب به دست بشر بویژه در عصر رواج تفنگ که از قسمتهای برجسته و نمایان تر نقش و از فاصله دور به عنوان نشانه استفاده می‌کرده‌اند و ناآگاهی‌ها و بی مبالاتی‌های دیگر آسیب جدی دیده‌است.

نکته‌های اصلی کتیبه بیستون از این قرار است: معرفی داریوش از زبان خود او، دودمان هخامنشی، چگونگی اعاده پادشاهی به هخامنشیان، شیوه حکومت داریوش، مرگ کمبوجیه، طغیان گئوماتا و کشته شدن او در پاییز ۵۲۲ ق م، شورش و طغیان در بسیاری از سرزمین‌ها و سرکوبی آن‌ها و اعاده نواحی بسیاری که از فرمانبرداری سر باز زده بودند، پیروزی‌هایی که در نوزده نبرد نصیب داریوش شده‌است و از جمله پیروزی مهم و دشوار بر سکاها، چگونگی استقرار آرامش و امنیت در امپراتوری پهناور، رد ادعاهای یاغیان ضدحکومت، هشدار نسبت به دروغگویی، دفاع از راستی و راستگویی، دعای نیک در حق کشور و مردم، سپاسگزاری داریوش از یاریهای اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح، اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبه بیستون را می‌خوانند، نام کسانی که در غلبه بر گئوماتا از داریوش پشتیبانی کردند و اشاره به انتشار متن کتیبه در سراسر قلمرو هخامنشی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، بابلی و عیلامی. این کتیبه‌ها کلید کشف رمز کلیهٔ خطوط میخی گردید. به ویژه «سر هـ. رالینسون» در این موفقیت سهمی بسزا دارد.

اسامی کسانی که در بند کشیده شده‌اند (به ترتیب از سمت داریوش):

۱. آثرین : اولین یاغی شوش
۲. ندئیت ب ئیر : اولین یاغی بابل
۳. مرتی ی : دومین یاغی شوش
۴. فرورتیش : یاغی ماد
۵. چی ثرتخم :  مدعی ساگارات
۶. وه یزدات یاغی پارس
۷. ارخ : دومین یاغی بابل
۸. فرادا : یاغی مرو
۹. سکونخا : یاغی ساکاییه

نارنجستان قَوام شیراز

نارنجستان قَوام که به باغ قوام مشهور است، بین سالهای ۱۲۵۷ تا ۱۲۶۷ هجری شمسی، مقارن با حکومت ناصرالدین شاه قاجار و بدستور علی محمد خان(قوام الملک دوم) و پسرش محمد رضا خان(قوام الملک سوم) در شیراز ساخته و تکمیل شده‌است. ساختمان نارنجستان در زمینی بمساحت ۳۵۰۰ متر مربع و با زیربنای ۹۴۰ متر مربع در دو جبهه جنوبی و شمالی توسط هنرمندان شیرازی ساخته شده‌است.

سردر ورودی در ضلع جنوبی قرار داشته و به یک هشتی باز می‌گردد و از طریق دو راهرو قرینه به حیاط راه میابد. بنای ضلع جنوبی شامل دو ایوان ستوندار و اتاقهایی است که محل استقرار خدمه بوده‌است. ساختمان ضلع شمال دارای یک طبقه زیرزمین و دو طبقه روی آن بوده که شامل تالار آیینه با ستونهای یکپارچه مرمری، تالار شاه نشین و اتاقهایی است که محل تشریفات اداری و پذیرش مهمانان بوده‌است. این عمارت از نظر هنرهایی از قبیل آیینه کاری، شیشه کاری، نقش پردازی، منبت کاری، سنگ تراشی، گچ کاری و مقرنس کاری بکار رفته در آن از زیباترین بناهای این دوره در شیراز است.

بنای نارنجستان در سال ۱۳۴۵ هجری شمسی به دانشگاه شیراز اهدا گردید و بین سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۸ هجری شمسی مورد استفاده موسسه آسیایی، تحت سرپرستی پروفسور آرتور اپهام پوپ، ایران شناس معروف بوده‌است.

در سالهای اخیر زیرزمین ضلع شمالی تعمیرات اساسی گردیده و به عنوان موزه مورد استفاده قرار گرفته که در آن اشیای فرهنگی اهدایی پروفسور پوپ نگهداری می‌شود.

نمايشگاههاي بين المللي شیراز

محل دائمی شركت نمايشگاههاي بين المللي فارس در سال 1374 با احداث سايت نمايشگاهي در فضايي بالغ بر760000 متر مربع در شمال غرب شيراز تاسيس گرديده است. اين سايت به لحاظ قرارگرفتن درمرکز استان،علاوه بر محوريت درصنايع الكترونيك وكشاوزي، محوراصلي در توسعه تجارت جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي عربي حوزه خليج فارس و قاره آفریقا بوده و لذا ازاهميت ویژه ای در امر توسعه تعاملات اقتصادی منطقه جنوب كشور برخوردار مي باشد.

شركت نمايشگاههاي بين المللي فارس داراي بزرگترين سايت نمايشگاهي درمنطقه جنوب كشور بوده و تاكنون بيش از 240 عنوان نمايشگاه تخصصی و عمومی را در ابعاد ملی و بین المللی برگزار نموده كه همگي بطور چشمگیری مورد استقبال صاحبان صنایع، متخصصین و بازرگانان و بازديد كنندگان قرار گرفته است. قابل ذکر است، ازمیان کل نمایشگاههای برگزار شده در 11 سال گذشته، تعداد 95 نمايشگاه طی 4 سال اخير برگزار گرديده است.

این مجموعه امید دارد با افزایش فضای نمایشگاهی و ارتقاء سطح کمی و کیفی خدمات خود، نقش موثرتری دررونق فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی استان و کشور داشته باشد.

 منبع: www.eshkevaritravel.com

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *